بسم رب الحسین

سلام بر همه ی برادرا و خواهرای گلم. باز هم بوی محرم و اشک و آه و ناله ی آقا امام حسین (ع) بلند شد. باز هم نوبت نوبت عاشق ها شد. میگن هر کسی شب قدر رو احیا کنه بخشیده میشه و اگه نتونست، روز عرفه دعای عرفه بخونه بلکه بخشیده بشه. اما هیچ کس از محرم حرفی نمی زنه. چون محرم مال عده ی خاصی از آدماست ؛ البته نه که فکر کنید منظورم اینه که امام حسین فقط به یه عده ای نظر داره و لطفش شامل همه نیست! اما باید گفت که همه از نعمت عشق آقا به طور کامل برخوردار نیستن و اون نورانیت محرم رو کاملا درک نکردن. هرچند که همیشه وقتی محرم میشه، همه ی آدما یه حس مشترک رو درک می کنن. کسی چه میدونه؟ شاید اون حس، حس حضور فرشته ها روی زمین بین مردم باشه.

محرم همون موتور تغذیه ایه که اگه نبود، الان عملا مذهب شیعه وجود نداشت. عاشورا، بال سرخ شیعه ست. عاشورا، میعادگاه عشق و شجاعته. خدا میدونه که پرونده ی چندتا آدم توی این ماه بسته شده و شهادت چند نفر سر سفره ی آقا اباعبدالله تضمین شده.

به هر حال من برای همه تون آررزو ی موفقیت و معرفت حسینی دارم و این که این محرم برای همه مون یک محرم متفاوت و سرشار از عشق و شور در سایه ی خاندان آقا امیرالمونین (ع) و پیامبر (ص) باشه.فقط برای عزاداری کافی نیست،گریه کردن کافی نیست خیلی ها درکربلا کنار مقتل امام را میدیدند وگریه میکردند.آنها هم رستگارمیشوند؟

مثل هر سال....

ناخود آگاه توی دلمون شور بپا میشه....

و حسی غریب و صدای نفس نفس زدن و....هل من ناصر ینصرنی....

و گرمی چشم هایی که میل باریدن گرفته و باز صدایی غریب....من الغریب الی الحبیب....

و بغضی که می خواهد راه نفس گیرد و سینه ای مالامال از عشق و ناله ای حزین....حسین....

چه شیرین می گفتند قدیمی ها که اول محرم که میشه مادر پهلو شکسته یک یک بچه ها رو صدا می زنه و میگه پا شید محرم حسینم اومده........

اگر غدیر بودم!

کاش بودم و پیمان می بستم و بر سر پیمان باقی می ماندم.کاش پیمان نمی شکستند. کاش با امامشان می ماندند.

صف آرایی بزرگی بود همه ایستاده و یا نشسته زیر آفتاب سوزان، ولی امیدوار به رحمت واسعة الهی، قرار بود ندای حق از جانب پروردگار بوسیلة آخرین پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- به سان رحمت به پیروان آن حضرت نازل شود.

مگر چه شده بود؟

همه منتظر بودند تا پیامبر خاتم- صلی الله علیه و آله و سلم- اعلام کند که بعد از خود چه کسی سرپرستی و صاحب اختیاری را به عهده خواهد گرفت. همه دست به سینه، دل به فرمان او بسته اند. از راه های دور و نزدیک آمده بودند تا بشنوند و ببینند، آخرین پیام پیامبر خود را که بارها در جاهای مختلف بیان کرده بود.

آنها که شنیدند و بودند به آنها که نشنیده اند و نبوده اند برسانند. پدران و مادران به فرزندانشان و همان طور به نسل های بعد تا قیامت منتقل شود. پیام ولایت در یک زمان و مکان مشخص گفته شد، ولی برای تمام نسل ها و زمان ها قابل اجرا است.

آه خدای من! آرزو داشتم که آن شوره زار را در آن روز گرم توقف دیده بودم!

دست بیعت به امام زمانم می دادم.گویند تشت هایی قرار دادند پشت پرده، که خانم ها به این ترتیب با مولای خود عهد ببندند.اگر من آنجا بودم آن آب را سرمه ای بر چشمان خود و یارانم می کشاندم چون به واسطة آن امام،برکت پیدا کرده بود و مثل جانم از آن دفاع می کردم.

ولی چه شد؟ چه بیعتی که فقط چند صباحی گذشت و در روز شهادت پیامبر اکرم 28 صفر وقتی گل باغ بهشت را از بین مردم چیدند، بلافاصله جریان سقیفه و داستان غم انگیز شهادت حضرت زهرا- سلام الله علیها- و غم هایی که بر ائمة اطهار را وارد کردند. اگر حقیقتاً بیعت راستین بود این همه خون های نا حق از اهل بیت نمی ریخت.

حالا بیایید با هم دست به آسمان برداریم و با خدای خود پیمان ببندیم که با امام زمان خود هستیم و به ولایت و امامت امام عصر- علیه السلام- می مانیم. آن روز خدا را شکر می کنیم که ولایت امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- را پذیرفته ایم و بر سر پیمان با امام مهدی- علیه السلام- خواهیم ماند.

فرزند بالاجاده نقاب در خاک کشید

انا لله و انا اليه راجعون

دكتر ابوالحسن شهواري رييس سابق دانشگاه جامع پيام نور استان كه به تازگي به عنوان ريس دانشگاه جامع پيام نور استان هرمزگان انتخاب شده بود بعلت عارضه قلبي درگذشت .

دكتر شهواري محقق و پژوهشگر مسائل تاريخي همچنين مسئول وبلاگ كردكوي بهشت گمشده از علاقه مندان به حوزه روستا و فرهنگ بومي محلي بود كه مطالب ارزشمندي در اين حوزه توليد نموده بود كه در وبلاگ ايشان در دسترس مي باشد.

دکتر شهواري ، دکتراي تاريخ و از محققان و علاقمندان به فرهنگ بومي محلي ، رييس دانشگاه جامع پيام نور استان و از اهالي روستاي بالاجاده بوده است. 

اینجانب درگذشت نابهنگام و متاثر كننده اين چهره فرهيخته روستاي بالاجاده را به همه اهالي روستا و دوستداران علم و فرهنگ تسليت عرض مي نمايم.