در سالی که گذشت...(اخرین پست سال 91)
درسالی که کذشت سرشار بود از شیرینی و تلخی های بسیاراول سراغ شیرین هایش میروم انها که برای من مهم بود:
اغاز سال همراه بود با سفر من به اصفهان شهری دیدم زنده چرا که زندگی و زنده بودن اصفهان در زنده و جاری بودن زاینده رود هویدا می گردد اصفهان زنده بود چون زاینده رود زنده بود.
امسال هم از درازنو بهره کافی بردم و تقریبا اخر هر هفته رو در درازنو گذروندم.
تابستان با خالم و شوهر خالم (دکتر) چند روزی یه سفر به شهرهای شمالی داشتیم و نوشهر چالوس نور بابلسر و... یه چرخی زدم.
قبولی در ۲ رشته و ۲ دانشگاه متفاوت در کنکور ارشد اوج لذت من در سال بد بیاری بود و تحصیل در ارشد ارزویی که دست یافتنی شد هم از خوش ترین ها بود.
اما تلخ ترین ها:
تلخ ترین اون از دست دادن دوست و یاوری صمیمی همچون حاج احمد ایثاری که امیدوارم خدایش بیامرزد.
تعطیلی کارگاه و بیکاری دومین بدبیاری بود که برنامه های من به تاخیر انداخت.
سومین بدبیاری استراحت ۲۰ روزه در منزل به علت پاره شدن ماهیچه پا هنگام گرم کردن در زمین ورزش بود که هنوزم گهگاهی درد میاد سراغم.
و ...
اما برای سال نو هدف های نو و بزرگی برای خودم تعریف کردم که انشالله در فروردین و خرداد به ۲ تای اولی خواهم رسید نمیگم چون نمیخوام مربوط به خودمه دوست ندارم کسی بدونه تا وقتش.
دوستانی که حرفای من اونا رو ناراحت کرد من حلال کنند هر بدی که از من دیدند نادیده بگیرند .من همه رو بخشیدم شاید تا شما هم ببخشید. در ساعات سال نو ملتمسانه طلب دعا از همه شما بزرگواران دارم.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
من مهدی یزدی هستم. متولد تهران اما بزرگ شده روستای بالاجاده ام .مهندس عمران .همیشه دلم می خواد با آدما ی اطرافم هر چه قدر که باشند رابطه برقرار کنم.برام مهم نیست اونا چی فکر می کنن وطرز فکرشون چیه مهم اینه که تحت تاثیر افکار اونا نباشم.به شما هم توصیه من اینه.پیروز باشید.